از نتایج نظرسنجی ها و اخبار انتخابات که بیشتر به جای واقعیت، امیال اشخاص و گروهها را انعکاس میدهند، نمیتوان به سادگی با آمار و ارقام پیش بینی کرد. با وجود این میتوان دید که احمدی نژاد با بردن رقابت در دور اول فاصله زیادی دارد. چرا که بدبینانه ترین نتایج نظرسنجی ها از دید حامیان موسوی از رقابت نزدیک این دو کاندیدا حکایت میکنند. بنا بر این با توجه به حضور دو کاندیدای دیگر که هر کدام طرفداران خود را دارند، شانسی برای پیروزی در دور اول برای احمدی نژاد نمیبینم. در صورتی که انتخابات به دور دوم کشیده شود، که در این صورت به احتمال قریب به یقین رقابت میان احمدی نژاد و موسوی خواهد بود، عمده آراء هواداران کروبی به آراء موسوی افزوده خواهد شد. طبیعی ست عده ای از رأی دهندگان به رضایی هم که احتمالاً به هوای تغییر وضع کنونی آمده اند، در صورت شرکت در دور دوم پشت موسوی بایستند. اما از این دو مورد مهمتر شرکت کنندگان جدید در انتخابات هستند که در دور اول حاضر نشده اند، پدیده ای که در دور قبل شاهد آن بودیم. این آراء نیز به موسوی کمک خواهند کرد. کوتاه سخن آن که قویاً انتظار میرود افزایش آراء موسوی نسبت به افزایش آراء احمدی نژاد در دور دوم برتری تعیین کننده داشته باشد.

موردی که مسأله را میتواند پیچیده کند میزان تقلب ها و بداخلاقی های احتمالی در اخذ و شمارش آراء است که در صورت حضور گسترده مردم، و با توجه به التهاب اجتماعی روزهای اخیر و مصالح امنیتی کشور، نارضایتی برخی سران نظام از عملکرد و گفته های اخیر احمدی نژاد، و نیز عزم موسوی و کروبی در صیانت از آراء مردم، بعید است تأثیرگذار و قابل توجه باشد. به این ترتیب امیدوارم با ترغیب هر چه بیشتر بستگان و دوستان به حضور در انتخابات، به ویژه آنهایی که شاید به دلیل دسترسی محدودتر به اخبار و تحلیلها همچنان بر عدم استفاده از حق رأی اصرار میورزند، شاهد جشن پیروزی موسوی در این دوره انتخابات ریاست جمهوری باشیم.

پی نوشت: این مقاله از حمید هوشنگی میتواند در ترغیب دیگران به شرکت در انتخابات مؤثر باشد.

بنا به رسمی قدیمی، صدا و سیما در روزهای پایانی منتهی به هر انتخابات تبلیغات زیادی در جهت دعوت مردم به حضور در انتخابات انجام میدهد. این تبلیغات در ظاهر برای دعوت مردم به تعیین سرنوشتشان است، اما یک برداشت غیر عوامانه از این تبلیغات این است که نظام قصد دارد مشروعیت خود را به رخ منتقدان و مخالفان بکشد. با این حال، این برداشت “غیر عوامانه” به تدریج در میان عامه مردم نیز پذیرفته شده و امروزه حتی خود رسانه ها نیز به صراحت آن را اعلام میکنند.

تجربه چند دوره اخیر انتخابات نشان میدهد که استفاده بیش از حد و زننده از عباراتی مانند “حضور در پای صندوقهای رأی” به عنوان “مشت محکمی بر دهان استکبار جهانی و در رأس آنها آمریکای جنایتکار” و “تجدید میثاق با آرمانهای انقلاب” لزوماً به حضور حداکثری مردم در انتخابات منجر نمیشود، بلکه در عمل نسبت آراء مطلوب صدا و سیما به کل آراء را افزایش میدهد. مخاطبان در این روزها شعارهای مشابه با ادبیات مشابه را مرتباً از برنامه های گوناگون میشنوند. همه از مجری ها گرفته تا مردمی که در گزارشهای خیابانی شرکت میکنند آنقدر این کلمات را تکرار میکنند که مخاطب کلافه وادار میشود مثلاً به جای تماشای اخبار، یکی از سریالهای پرمحتوای تلویزیون را برای تماشا انتخاب کند. ولی حاشا که از این شعارها در زیرنویس تصویر حتی موقع تماشای سریال گریزی نیست! (برای آشنایی با روش تهیه گزارشهای خیابانی صدا و سیما این ویدئو قدیمی را ببینید)

آیا صدا و سیما از این همه زیاده روی در بیان اینگونه شعارها، حضور پرشورتر مردم را دنبال میکند؟ به عقیده من پاسخ این سوال منفی ست. سیاستگذاران و برنامه سازان تلویزیون به خوبی ظرفیتها و سلایق مخاطبان خود را میشناسند. آنها خوب میدانند کسانی که همواره از عملکرد نظام بدون انتقاد و اعتراض دفاع کرده اند و به احتمال قریب به یقین هوادار کاندیدای مطلوب ایشان هستند، از این نوع شعارها استقبال میکنند، و در مقابل منتقدان و معترضان که در صورت حضور به کاندیدایی “غیر خودی” رأی خواهند داد، احتمالاً با این نوع تبلیغ تصمیم به عدم حضور در انتخابات به نشانه اعتراض میگیرند. نتیجه این رویکرد به وضوح به سود کاندیدای “خودی” صدا و سیماست.

به نظر میرسد اکثریت روشنفکران و تحولخواهان عزم خود را برای شرکت در این دوره از انتخابات ریاست جمهوری جزم کرده اند. اما به عقیده نگارنده لازم است به افرادی که هنوز تصمیم قطعی برای رأی دادن ندارند و ممکن است تحت تأثیر منفی این نوع تبلیغات تصمیم گیری کنند، هشدار و آگاهی داد.

نگاشته شده توسط: majidblog | 2009/05/12

بهنویس مشهدی!

لطفا عبارت “nashodi” را در سایت بهنویس به آدرس زیر تایپ کنید و نتیجه را در قسمت فارسی‌ ببینید:

http://www.behnevis.com

متوجه رفتید؟!

نگاشته شده توسط: majidblog | 2009/05/04

دل آرا دارابی در یک حادثه رانندگی‌ کشته شد!

مقدمه: اینجانب طرفدار اعدام نیستم. به خصوص با اعدام افراد زیر ۱۸ سال و متهمانی که در احراز جرمشان تردید هست به شدت مخالفم.

اصل مطلب: از عزیزان هموطن که از زمان انتشار خبر اعدام شادروان دل آرا دارابی هر شب پیش از خواب صحنه اعدام “غافلگیرانه” او را تصور میکنند و اشک میریزند و بعد از رختخواب بلند میشوند و میروند سر کامپیوترشان تا یک مطلب پر احساس دیگر در غم از دست رفتن او بنویسند و احتمالاً چند تا ناسزا هم نثار خانواده مقتول شادروان کنند، خواهشمند است برای یک بار هم که شده صحنه “غافلگیر شدن” آن مقتول و اجرای فنون کاراته توسط دل آرا را به همراه صحنه ۱۸ ضربه چاقو (به دست هر کدام از دو مجرم) و ضجه های مقتول تصور کنند، شاید راحتتر خوابشان ببرد (اصلاً شاید در حین شمردن ۱ تا ۱۸ خوابشان ببرد). روان هر دو درگذشته شاد.

پی نوشت: مجدداً تأکید میشود که این نوشته به هیچ عنوان برای دفاع از اعدام و یا جمهوری اسلامی یا دولت فعلی نگاشته نشده است!

پی نوشت ۲: از هموطنان دلسوز و همچنین متحصنان در مقابل سفارت ایران در ممالک خارجه دعوت میشود در صورتی که احساس میکنند برای عواطف و اشکهایشان ارزش بیشتری قائلند، به اخبار سالانه ده ها هزار قربانی حوادث رانندگی و عدم امنیت اجتماعی و عدم رعایت اصول ایمنی در کارخانه ها و معادن و ساخت و سازهای فله ای در کشور عزیزمان، که اکثراً جان قربانیان را به طور غافلگیرانه و بدون حضور خانواده و وکیل میگیرند، اولویت بالاتری مبذول فرمایند. راستی‌ اگر ۵ سال پیش میشنیدید “یک دختر ۱۷ ساله به نام دل آرا دارابی در یک حادثه رانندگی‌ کشته شد”، چقدر به خبر اهمیت میدادید؟!

نگاشته شده توسط: majidblog | 2009/05/04

سلام

از این پس میخواهم در وبلاگم بنویسم.

دسته‌ها